تبلیغات
هاوار جوانرود hawarjavanrood@yahoo.com - این هم ایرانی بازی است!
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : هاوار مصلح
نویسندگان
نظرسنجی
آیا شما با دریافت عوارض جهت پارک کردن در خیابان شافعی و.. موافقید؟





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هاوار جوانرود hawarjavanrood@yahoo.com
آمده ایم تا بمانیم
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
چهارشنبه 13 آبان 1394 :: نویسنده : هاوار مصلح
محمود فرجامی در فیسبوکش نوشت:

جمعه رفتیم کنسولگری ایران در استانبول برای تعویض پاسپورت و یک کار اداری دیگر. کمی دیر رسیدیم. در واقع ساعت 11؛ و کارهای کنسولی هم تا ساعت 11 و نیم انجام می‌شد. آقایی که مدارک مربوط به تعویض گذرنامه را می‌گرفت کمی بداخلاق بود و به ازای هر تاریخی که نزده بودم و هر اسمی که پای امضا نگذاشته بودم یک "دکتر این رو هم که انجام ندادی"، "وقتی می‌گم کامل نیست می‌گی کامله دکتر" و امثال آن نثارم می‌کرد. من هم با شرمندگی کل مدارک را می‌گرفتم و برمی‌گرداندم و عذرخواهی می‌کردم. با این همه چند دقیقه بعد از 11 و نیم مدارک را تحویل گرفت و کار را راه انداخت. پسرم پرسید چرا این آقا اینقدر دکتر دکتر می‌کرد؟ گفتم چون در فرم‌ها، مدرک تحصیلی پرسیده شده بود و چون می‌خواست به من متلک بگوید لابد.

بعد رفتم دم باجه بغلی و -با ناامیدی- گفتم یک کار دیگر هم دارم. آقایی که آنجا بود داشت جمع می‌کرد. گفت پول ریخته‌ای؟ گفتم نه. گفت باید بروی بانک و هزینه بریزی و تازه همین الان هم از وقت کاری گذشته. گفتم از ازمیر آمده‌ام و اگر کارم انجام نشود باید تا دوشنبه صبر کنم. گفت برو بریز و بیا. رفتم و آمدم. هیچکس نبود. با حوصله کارم را انجام داد. تا ساعت 12 و ده دقیقه طول کشید. دو تا کتاب از کتابهای خودم همراهم بود. بهش هدیه دادم. تشکر کرد. هر دویمان حس خوبی داشتیم.

وقتی آمدیم بیرون برای پسرم تعریف کردم که همین چند ماه پیش در اداره پست شهر خنت بلژیک کاری داشتم. نوبت گرفتم و خانمی که مسئول بود کارم را انجام داد. بعد یادم آمد باید چیزی بپرسم. برگشتم. گفت دوباره نوبت بگیر. وقتی نوبتم شد حدود 30 ثانیه از شروع وقت ناهار گذشته بود. خانمه گفت بروم یک ساعت دیگر که دوباره وقت کاری شروع می‌شود بیایم. گفتم فقط یک سوال دارم. گفت وظیفه‌ای ندارد به سوال من در وقت ناهار خودش پاسخ بدهد. گفتم کلا جوابش بله یا خیر است. گفت روزبخیر!

به نظرم بد نیست در کنار جنبه‌های منفی رفتار اجتماعی‌مان گاهی حواسمان به جنبه‌های مثبت هم باشد. در این آش درهم‌جوش "ایرانی بودن" گیاهان معطر کم نیستند. هرچند من کماکان ترجیح می‌دهم سیستممان مثل همان خانم بلژیکی باشد که راس 12 تعطیل می‌کند و راس یک شروع، اما فکر می‌کنم اگر قائل به چیزی به نام ایرونی‌بازی هستیم بدانیم هم آن دکتر دکتر گفتن جزئی از این بازی است و هم این چهل دقیقه معطلِ یک ارباب رجوع ناشناس ماندن.




نوع مطلب : نظرات مردمی، 
برچسب ها : ترکیه، ایرانی بازی،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب